الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
340
الغدير ( فارسى )
- از اينرو ، كينهها به جوش آمد : آن يك ناله را در سينه فروخورد تا رسوا نشود و آن ديگر از نااميدى انا للّه مىگفت . - اى سوار تيز تك كه سمندت به زير پا رقصان است ، غمها در ويرانهء دلش لانه ساخته و آرامش دل را به صحرا تاخته است . - در تپههاى نجف مقر گير ، كوهى كه چون جودى فروتن شد و از اينرو ، لنگر زمين گشت . - با شور و اشتياق درودى نثار كن كه تاريكى افق بزدايد و روشنى صبح رخ نمايد . - اگر مىتوانستم گورستان تابناك آن را خانهء خود مىساختم ، باشد كه در آنجا به خاك روم . اين چكامه 48 بيت و نخستين قصيدهء ديوان شريف مرتضى است كه در 6 جزء به ترتيب سال مرتب آمده است . يك نسخه از اين ديوان كه بر خود ناظم ، شريف علم الهدى خوانده شده موجود است . ابن شهر آشوب از شريف مرتضى ابيات ديگرى در كتاب مناقب خود : 3 / 32 ثبت كرده كه دربارهء عيد غدير سروده شده است و علاقمندان مىتوانند بدان مراجعه كنند . شاعر را بشناسيم نام او سيد مرتضى ، علم الهدى ، ذو المجدين ، ابو القاسم على ، پسر حسين ، پسر موسى ، محمد ، پسر موسى ، پسر ابراهيم ، پسر امام موسى كاظم عليه السّلام است . خامه را نكوهش نتوان كه چرا در تحديد عظمت شريف مرتضى درماند و بليغ سخنور را ملامت نشايد كه زبانش به لكنت افتد و از بزرگداشت مقام ارجمند او چنان كه شايد برنيايد ، زيرا مفاخر و كمالات اين مرد بزرگ ، در يك ناحيه از مدارج علم و شرف مقصور نمانده است و مآثر مجد و يادگارهاى عظمت او قابل تعداد نيست تا سخندان بليغ دربارهء آن داد سخن دهد و يا دبير نكتهدان بخواهد نقاب از چهرهء آن بركشد . در هررشته از مراتب فضيلت بنگرى ، مقامش را ارجمند و و الا يا بى و به هرپايگاهى كه در خاطر خيال بگذرانى ، جولانگاه وسيعى ويژهء او بينى . وى پيشواى فقه ، پايهگذار